رسوا
الله اكبر...
وقتي تكبرةالحرام را ميگفت آنقدر توان نداشت كه دستهايش را تا بيخ گوش بالا ببرد. تمام بدنش كبود و زخمي بود. احتمالن چند استخوانش هم شكسته و ترك برداشته بود. نميتوانست بايستد. نشسته نماز ميخواند. چشمهايش را هم نميتونست بار كند. وضو هم نداشت. نميدانست قبله كدام طرف است . حتي نميدانست چه زماني است و چه نمازي بايد بخواند. اما احساس ميكرد بايد نماز بخواند. برايش مهم نبود چه نمازي باشد و يا به كدام سمت باشد. فقط ميدانست بايد بخواند. در يك سلول انفرادي تاريك با زمين خشك و سرد تنها چيزي كه كمي آرامش ميكرد همين بود...
...سبحان ربي العظيم و بحمده
جناب سروان گفته بود اگر جاي مسعود را نگويد جنازهاش به بازداشتگاه خواهد رفت. همين كار را هم كرد. آنقدر كتكش زد كه از هوش رفت. جاي سالمي روي بدنش نگذاشته بود. اما يك كلمه حرف از او نشنيد. خيلي مقاومت كرد.نميخواست آنها جاي مسعود را بدانند. نه براي اينكه عاشقش بود و نه براي اينكه دلش نمي خواست خيانت كند. تنها به اين دليل كه دوست نداشت هيچ كس جاي مسعود را بداند و دلش نميخواست دست كسي به او برسد. و همين برايش كافي بود...
... سبحان ربي الاعلي و بحمده
وقتي به سجده ميرفت تمام بدنش درد ميكرد. سرش به حدي دردناك ميشد گويي كاسه سرش در حال جدا شدن است. ياد سجدههاي طولاني حاج آقاي مسجد محله افتاد كه با اين كار پيرمردها را كمي آزرده ميكرد. ياد روزهايي افتاد كه در مسجد همه كاره بود. شبهاي رمضان بعد از افطار توي آشپزخانه چاي دم ميكرد و استكانهاي چاي را به كمك بچهها بين نمازگزاران پخش ميكرد وشبهاي احيا كه قران پخش ميكرد تا بر سر خود بگذارند. ياد روزهاي محرم افتاد كه با شور و حرارت هر كاري كه ميتوانست براي هيئت انجام ميداد. ياد شب عاشورا افتاد كه تا صبح در مسجد سينه ميزد و اثري از خستگي در وجودش ديده نميشد. ياد تمام لحظاتي افتاد كه در آن ياد خدا لحظه اي از ذهنش پاك نمي شد...
...الله اكبر...
نميتوانستم به او نزديك شوم. نميتوانستم جلو بروم و خودم را به عنوان نويسنده داستان معرفي كنم. اين بار قضيه فرق ميكرد. گويي هاله اي از نيرويي مرموز او را احاطه كرده بود و به كسي اجازه نزديك شدن نميداد. هيچ كس حق نداشت به او نزديك شود و حريم او را بشكند. از همان دور آرام و غمگين با بغضي كه هنوز نشكسته بود نظارهگر نيايش پاك و روحاني او بودم. احساس ميكردم او زيباترين و پاكترين پيش نمازيست كه ديدهام. چه بهتر كه نماز خود را به او اقتدا كنم...
...السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
يك ماه بعد به جرم انجام اعمال شنيع اعدام شد.
