تبليغاتX
تنهای داغ

تنهای داغ

به درک راه نبردیم به اکسژن آب

به من چه كه اين همه آدم حيران و باطل مانده­اند كه چه كنند با اين سيستم مزخرف ژنتيكي خودشان. مگر وقتي خدا داشت نسخه­هاي DNA آنها را رونوشت مي­كرد حواسشان كجا بود كه حالا دم برداشته­اند هاي... ايها الناس ما چنينيم و چنانيم؟  اين دگرباشان محترم جنسی حقشان نيست كه بيشترشان تنها باشند و در عالم تنهايي خود فكر كنن بايد يك فرشته نجات پيدا شود و آنها را مستقيم ببرد عالم ملكوت و همان جا چند تا غلام خوشگل و رديف هم هي دور و برشان بپلكند و قربان صدقه­شان بروند؟

به قول سهراب به درك راه نبرديم به اكسژن آب. به جهنم كه مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است. كود ك از پله هاي خطا بالا رفت كه رفت. به من چه؟ همچنين به قول "مدير مدرسه" عزيز،  مگر من مسئول پايين­تنه بچه­هاي مردم هستم كه اين قدر بد­وبيراه نصيبم مي­شود؟ مرا به حركت حقير كرم در خلا گوشتي چكار؟ آن موقع كه خورشيد سرد شد و بركت از زمين­ها رفت، كسي صدايش در آمد كه حالا همه حق و حقوقشان را مي­خواهند؟ اصلن مگر من نجات­دهنده عالم بشري هستم كه آن قدر خودم را پاره مي­كنم؟ كسي كه حتي از پس آلت جنسي خودش هم بر نمي­آيد چطور مي­تواند ادعاي تبار خوني گل­ها را بكند؟

چاره اي نيست. همان بهتر كه دويدن ميان گل نيلوفر و قرن را رها كنم و بروم از فرهنگ برتر و تساوي حقوق زن و مرد بنويسم كه هم كلاسش بيشتر و هم كمتر درگير مسائل حاشيه­اي مي­شوم. يك نفر پيدا نمي­شود بگويد تو كه بلد نيستي مطلب ينويسي مگر مجبوري اين همه جفنگيات پشت­سر هم رديفي كرده و وقت گرانبهاي ملت را از آنها بگيري؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 17:12  توسط نادر  | 

عذاب

۱.

"فبشر هم بعذاب الیم"

                            -قران-

۲.

و عقابی را دیدم و شنیدم که در وسط آسمان می پرد و به آواز می گوید :وای وای بر ساکنان زمین...

        انجیل- مکاشفات- باب هشتم۱۳

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 7:6  توسط نادر  |