به درک راه نبردیم به اکسژن آب
به من چه كه اين همه آدم حيران و باطل ماندهاند كه چه كنند با اين سيستم مزخرف ژنتيكي خودشان. مگر وقتي خدا داشت نسخههاي DNA آنها را رونوشت ميكرد حواسشان كجا بود كه حالا دم برداشتهاند هاي... ايها الناس ما چنينيم و چنانيم؟ اين دگرباشان محترم جنسی حقشان نيست كه بيشترشان تنها باشند و در عالم تنهايي خود فكر كنن بايد يك فرشته نجات پيدا شود و آنها را مستقيم ببرد عالم ملكوت و همان جا چند تا غلام خوشگل و رديف هم هي دور و برشان بپلكند و قربان صدقهشان بروند؟
به قول سهراب به درك راه نبرديم به اكسژن آب. به جهنم كه مرگ مسئول قشنگي پر شاپرك است. كود ك از پله هاي خطا بالا رفت كه رفت. به من چه؟ همچنين به قول "مدير مدرسه" عزيز، مگر من مسئول پايينتنه بچههاي مردم هستم كه اين قدر بدوبيراه نصيبم ميشود؟ مرا به حركت حقير كرم در خلا گوشتي چكار؟ آن موقع كه خورشيد سرد شد و بركت از زمينها رفت، كسي صدايش در آمد كه حالا همه حق و حقوقشان را ميخواهند؟ اصلن مگر من نجاتدهنده عالم بشري هستم كه آن قدر خودم را پاره ميكنم؟ كسي كه حتي از پس آلت جنسي خودش هم بر نميآيد چطور ميتواند ادعاي تبار خوني گلها را بكند؟
چاره اي نيست. همان بهتر كه دويدن ميان گل نيلوفر و قرن را رها كنم و بروم از فرهنگ برتر و تساوي حقوق زن و مرد بنويسم كه هم كلاسش بيشتر و هم كمتر درگير مسائل حاشيهاي ميشوم. يك نفر پيدا نميشود بگويد تو كه بلد نيستي مطلب ينويسي مگر مجبوري اين همه جفنگيات پشتسر هم رديفي كرده و وقت گرانبهاي ملت را از آنها بگيري؟!
